وبلاگ زبان انگلیسی ( دوره اول متوسطه)
وبلاگی برای ارتباط با همکاران عزیز و محترم زبان انگلیسی 
قالب وبلاگ

امروزه اهمیت یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبانی که یکی از زبانهای زنده و رایج در جهان بوده که بالغ بر چهارصد میلیون گویشور از آن به عنوان زبان مادری و در حدود هفتصد میلیون نفر به عنوان زبان دوم استفاده می کنند از یک طرف و تعدد مطالب علمی و ادبی که به این زبان نوشته شده است از طرف دیگر، بر کسی پوشیده نیست. از دیدگاهی دیگر وارد شدن رشته های جدید علمی به دانشگاه ها و دیگر مراکز آموزش عالی ، مانند الکترونیک ، برق ، و کامپیوتر که اکثریت واژگان موجود در آنها از زبان انگلیسی گرفته شده و در حال حاضر معادل رایجی برای آنها در زبان فارسی موجود نمی باشد و نیز ضرورت دسترسی به منابع علمی و آموزشی معتبر در این رشته ها ، اهمیت یادگیری این زبان را جند برابر کرده است.

با توجه به این خلاصه ، متاسفانه با وجود تدریس این زبان از سال اول راهنمایی در مدارس کشورمان متاسفانه میزان تسلط دانش آموزان به این زبان در سطح بسیار پایینی قرار دارد که این امر معلول عللی است که به صورت خلاصه در این مطالعه که حاصل تجربیات این جانب می باشد به آنها پرداخته شده و راه حل هایی نیز برای بهبود و ارتقا کیفیت آموزش این زبان در مدارس راهنمایی پیشنهاد گردیده است.

موانع یادگیری زبان انگلیسی در دوره راهنمایی

به طور کلی این عوامل را می توان به گروه های زیر طبقه بندی نمود:

1- عوامل محیطی

2- عوامل سازمانی یا وزارت آموزش و پرورش

3- عوامل مربوط به تفاوت های فردی


نقش عوامل محیطی

الف- عدم آشنائی والدین با زبان انگلیسی : یکی از مهم ترین این عوامل تاثیر والدین و میزان آگاهی و آشنائی آنها با این زبان میباشد. در طی مشاهدات و گفتگوهای صورت گرفته با والدین دانش آموزانی که فرزندان آنها در درس زبان انگلیسی ضعیف بودند معلوم گردیده که خود آنان به دلیل آنکه سطح تحصیلاتشان در حدی نبوده که برخوردی با این مشکل داشته باشند و یا آنکه اصولا بیسواد یا کم سواد بوده اند و همان مشکلات فرزندان خود را در دوره تحصیل داشته اند، قادر به کمک به فرزندان خود در این زمینه نبوده اند.

بکمبود امکانات مادی و وجود فقر در خانواده ها : از دیگرعلل محیطی که شاید اهمیت آن بیش از کم اطلاعی والدین باشد کمبود امکانات مادی را باید نام برد. در دهستان آسمان آباد سطح درآمدها بطور کلی پائین است ودرآمد عمده بیشتر از طریق کشاورزی دیم ، آن هم در حد پائین، است. از این رو بسیاری از پدران دانش آموزان مجبورند مدت زیادی از ایام سال را دور از خانواده بگذرانند که ازطریق کارهای روزمره درآمدی کسب کنند که این به نوبه خود باعث کاهش نظارت آنان بر چگونگی تحصیل فرزندان و در نتیجه افت تحصیلی در همه دروس و به ویژه درس زبان انگلیسی میگردد. این مشکل بعلاوه سبب میشود که خانواده نتواند امکاناتی را برای فرزند خود فراهم نماید ویا بتواند از دبیران و یا مؤسسه های آموزش زبان انگلیسی که مکمل فعالیت های مدرسه هستند به صورت خارج از کلاس وخصوصی استفاده کند.

پ­ - دیدگاه والدین راجع به درس زبان انگلیسی: از سوئی دیگر دیدگاه رایج در میان اکثر والدین که درس زبان انگلیسی را درسی مشکل میدانند ومتاسفانه مستقیم یا غیر مستقیم این دیدگاه را به فرزندان خود نیز انتقال می دهند باعث شده که دانش آموز از همان ابتدای دوره راهنمائی با این دیدگاه به درس زبان انگلیسی نگاه کند که خود باعث ایجاد ترس از کتاب و حتی دبیر زبان انگلیسی نیز می شود. علاوه بر این باید به این نکته اشاره کرد که بسیاری از والدین درس زبان انگلیسی را چیزی کم اهمیت که فایده چندانی برای فرزندانشان ندارد تلقی میکنند. اینجانب بارها در گفتگو با اولیاء دانش آموزان بارها این گفته را که اگر بچه ی من انگلیسی نداند هیچ اتفاقی نمی افتد ، شنیده ام.

دراین میان نقش دبیران زبان انگلیسی ومدیران مدارس نیز برجسته است. ترساندن دانش آموز با اهرم فشار درس زبان انگلیسی و وادار کردن آنان به اطاعت از قوانین مدرسه از این طریق نیز باعث ایجاد دیدگاهی منفی نسبت به درس زبان انگلیسی در بین دانش آموزان میگردد که تأثیرات آن مکرر در اظهارنظرهای دانش آموزان آشکار شده است.

ت بیگانه بودن زبان انگلیسی وعدم ارتباط آن با زبان رسمی و محلی دانش آموزان: زبان انگلیسی برای دانش آموزان به طور کامل بیگانه است و آنان هیچوقت ، حتی در طول حیات خود، ممکن است با فردی که گویشور این زبان باشد برخورد نکنند. از این رو یاد گرفتن زبانی که قبلا در مورد آن هیچ اطلاعی نداشته وآن را از کسی ،یا از طریق رادیو ویا تلویزیون نشنیده اند و برای اولین بار با آن در مدرسه روبرو میشوند برای دانش آموزان و مخصوصا این منطقه مرموز و تا حدی دلهره آور است. دانش آموزان زبان مادری را در خانه و زبان فارسی را از طریق برنامه های رادیو تلویزیون یاد میگیرند و با واژه های عربی از طریق وجودشان در زبان فارسی آشنا هستند ، اما در مورد زبان انگلیسی این امر صادق نیست. همین موضوع باعث می شود که از همان ابتدا دانش آموزان نگرانی آمیخته با ترسی از زبان انگلیسی داشته باشهد که اظهارات دیگران و مخصوصا دانش آموزان بی مسئولیت و افراد نا آگاه ای نگرانی را بیشتر افزایش می دهد.

عوامل سازمانی و مرتبط با امکانات وزارت آموزش و پرورش

الف- عدم وجود فضای آموزشی مناسب برای آموزش زبان در مدارس: هرچند این مشکل بیشتر به کمبود اعتبارات در وزارت آموزش و پرورش برمی گردد اما در هنگام طراحی فضاهای آموزشی لازم است کلاسی که بتوان در آن فضائی مناسب برای تدریس زبان ایجاد کرد و دارای استانداردهای حداقلی باشد ضروری به نظر می رسد. در حال حاضر کلاسهای موجود در مدارس آسمان آباد هیچکدام دارای این خصوصیت نیستند و کلاس جداگانه ای برای تدریس این درس وجود ندارد. به عنوان نمونه اولین ضرورت برای استفاده از وسایل کمک آموزشی وجود جریان برق است که به علت احتمال دستکاری و شیطنت دانش آموزان وایجاد خطر برق گرفتگی و سوختگی یا جریان برق پریزها قطع است و یا به علت شیطنت دانش آموزان پریزها شکسته شده و در نتیجه قابل استفاده نیستند.  نکته دیگر آنکه در هیچکدام از این کلاسها آن چیزی که دانش آموز را به این فکر که در کلاس زبان انگلیسی است بیاندازد وجود ندارد.

ب- نبود دوره های آموزشی ضمن خدمت برای دبیران زبان انگلیسی: در حالی که همکاران دیگر در رشته های دیگر هر سال چندین نوبت در کلاسهای آموزش ضمن خدمت شرکت میکنند وعلاوه بر آشنائی با روشهای نوین تدریس و نحوه اجرای این روشها در کلاس آموزش می بینند از مزایای شرکت در این دوره ها از قبیل محاسبه آنها درارزشیابی سالانه و امتیاز متعلقه به آنها بهره مند می گردند ، متاسفانه دوره های مشابه برای همکاران دبیر زبان انگلیسی به ندرت برگزار می شود که این موضوع باعث دور ماندن و عدم اطلاع همکاران از روش های نوین تدریس زبان های بیگانه میشود. یکی از پیامدهای این موضوع این است که همکاران احساس می کنند که به آنها و کاری که انجام می دهند توجهی نمی شود و فعالیت آنها چیزی زائد است که مورد توجه کسی از اولیاء امور آموزشی نیست وفعالیت آنها چیزی کم ارزش و سودمند نیست.

پ- دلسردی دربین دبیران درس زبان انگلیسی: علاوه بر مواردی که در بند ب ذکر گردید موضوع دیگری که باعث دلسردی در بین دبیران زبان انگلیسی میگردد مقایسه نتایج بدست آمده از کار آنها و درصد قبولی آنان با دبیران دروس دیگر است. در حالی که به احتمال بسیار زیاد درصد قبولی در درس تربیت بدنی و هنر نزدیک به صد درصد در خرداد ماه است این نتبجه در مورد درس زبان انگلیسی معمولأ از این مقدار پائین تر است در حالی که کار همین دبیران با هم مقایسه میشود و این امرباعث میشود که دبیران درس زبان از این بابت احساس دلسردی کنند که این امر ممکن است باعث شود که دبیران بیشتر به فکر بالا بردن درصد قبولی خود از طریق اعطای نمره بیشتر به دانش آموزانی باشند که در واقع استحقاق آن را ندارند. همین امر ممکن است در هنگام محاسبه امتیازات سالانه از جانب مدیران مدارس نیز مد نظر قرار گیرد، زیرا مدیران بالطبع مایلند که درصد قبولی بالا باشد و ممکن است بخواهند از طریق امتیازدهی به دبیرانی که درصد قبولی آنها بالا نیست فشار آورند که آنها هم درصد قبولی خود را بالا ببرند.

ج- وجود آئین نامه امتحانات نامناسب: از جمله عوامل موانع رشد یادگیری زبان انگلیسی وجود آئین نامه امتحانات است که شرایط ذکر شده در آن برای قبولی دانش آموزان باعث کاهش تلاش دانش آموزان و در نتیجه پائین آمدن رشد یادگیری در همه ی دروس و به ویژه درس زبان انگلیسی گردیده است. در آئین نامه قبلی دانش آموز می توانست از تک ماده فقط برای دروسی که به صورت کتبی مورد ارزشیابی قرار می گرفتند و به شرط داشتن معدل ده استفاده کند ، در حالیکه اکنون میتواند از تک ماده برای همه ی دروس بجز تعدادی معدود استغاده کند و در صورت داشتن میانگین دوازده می تواند از تک ماده برای دو درس استفاده کند. با کمال تاسف اکثر دانش آموزان ضعیف درسهای پایه و نیز زبان را برای استفاده از تک ماده کنار گذاشته و ازروشهای دیگری از جمله مراجعه والدینشان به خانه دبیران و خواهش برای افزایش نمره دروس شفاهی میانگین کل نمرات خود را بالا می برند تا بتوانند به پایه ی بالاتر ارتقا پیدا کنند.

اشکال دیگر موجود در آئین نامه امتحانات حذف امتحانات نهائی بدون جایگزینی آن با روشی مناسب و کم هزینه تر می باشد که این امر راه را برای اعمال نظر و سلیقه دبیران در هنگام تصحیح اوراق امتحانی بازگذاشته است و اکثر همکاران برای آنکه مجددأ در شهریور ماه از دانش آموزان امتحان نگیرند ، در خرداد ماه در هنگام تصحیح اوراق سخت نمی گیرند.

چ- عدم جذابیت در تدوین کتب درسی: کتابهای درسی زبان بدون هیچ تغییری همانند سالهای گذشته چاپ می شوند و این کتابها از نظر جلد ، صفحه آرائی و نوع کاغذ برای دانش آموز دوره راهنمائی که هنوز ویژگیهای دوره کدودکی خود را حفظ کرده جالب توجه نیست. به عنوان مثال در بعضی از دروس از وسایلی نام برده شده که در شکلهای ارائه شده برای آنها دیده نمی شوند.

خ- نبود وسایل کمک آموزشی مناسب در مدارس: تا سال گذشته بجز لوحه های آموزشی سال اول وسیله کمک آموزشی زبان در مدارس آسمان آباد وجود نداشت. سال گذشته به همت مدیریت مدرسه وسایلی از جمله پروزکتور خریداری شد. اما سی دی های آموزشی زبان که صرفا بر اساس ترجمه متن دروس و توضیح ناکافی دروس بود از جانب دانش آموزان مورد توجه قرار نگرفت. در واقع به جای آنکه ذهن دانش آموزان متوجه توضیحات ارائه شده باشد بیشتر به خود دستگاه و نحوه کار آن جذب شده بود.

از نظر تقویت مهارتهای شنیداری دانش آموزان تقریبا هیچ وسیله ای وجود ندارد به ویژه نوار کاست دروس  که دانش آموز بتواند با گوش دادن به آنها مهارتهای شنیداری و تشخیص آواها و اصوات زبان انگلیسی که از قضا با زبان فارسی و کردی خیلی متفاوتند ، تقویت کند. فلاش کاردها و پوسترهای آموزشی در هیچ یک از مدارس آسمان آباد وجود ندارد و مدارس به علت نداشتن امکانات مالی قادر به تهیه این وسایل از بازار نیستند و به علت فقر خانواده ها آنان نیز قادر به کمک درخور به مدرسه نیستند.

نبود کتابهای کار معلمان و به خصوص کتب سوال مربوط به هر درس یا همان گنجینه سوالات نیز از جمله کمبودهای وسایل کمک آموزشی دیگر در مدارس است.

د- وجود کتاب های راهنمای زبان در بازار: بر همه واضح است که یادگیری یک زبان بیگانه مستلزم تلاش و کوشش وتمرین فراوان است. در کتب دوره راهنمائی تمریناتی برای ایم منظور وجود دارد اما این تمرینها ، بجز در چند مورد فاقد خلاقیت هستند یعنی از سطح درس مورد نظر فراتر نمی روند. اما با این وجود و مطابق آنچه که اینجانب مکرر مشاهده نموده ام اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان حتی برای حل این تمرینها به خودشان زحمتی نمی دهند. یکی از مهم ترین علتهای این امر وجود کتابهای راهنمای زبان در بازار است که متاسفانه بیشتر آنها دارای تأییدیه وزارت آموزش و پرورش را هم دارند. در این کتابها همه چیز به صورت آماده در اختیار دانش آموز قرار می گیرد. علیرغم اختلافات فراوان در آواهای زبان انگلیسی و فارسی و نیز تفاوتهای موجود در رسم الخط این دو زبان متاسفانه تلفظ واژگان زبان انگلیسی با استفاده از رسم الخط فارسی و در زیر هرکدام از کلمات درج گردیده است. این امر علاوه بر آنکه خلاقیت و تفکر در مورد جواب درست را از دانش آموز سلب می کند باعث می شود که وی در هنگام مطالعه به جای آنکه واژگان انگلیسی را ببیند و آنها را تشخیص دهد ، ذهنش فقط معطوف آن کلماتی باشد که ذیل هر کلمه با رسم الخط فارسی نوشته شده است. این نکته را در هنگام دیکته بارها دیدهام که دانش آموز کلمات انگلیسی را با رسم الخط فارسی می نویسد و برای از بر کردن یک مکالمه ساده و پانزده کلمه ای ابتدا آن را با خط فارسی روی یک تکه کاغذ نوشته و از روی همان نوشته نیز حفظ می کند و در کلاس هم تکرار میکند بدون آنکه از معنا و املاء آن کلمات در زبان انگلیسی آگاهی داشته باشد.  

ذ- کمبود ساعت آموزش در سال اول راهنمائی : قبلا با وجود کلاسهای جبرانی بعد از امتحانات نوبت اول این فرصت برای دانش آموز و معلم وجود داشت که کاستی را با این ساعت اضافی تا حدودی جبران کنند. اما با حذف کلاسهای جبرانی در طول سال تحصیلی ونیز کلاسهای جبرانی تابستانی وقتی که برای درس زبان وجود دارد کم است. به خصوص این امر در سال اول راهنمائی بیشتر ملموس است. از آنجا که پایه ی زبان از این سال شروع می شود دبیران باید وقت زیادی را به تدریس الفبا و صداها اختصاص دهند که این امر باعث میشود که فرصت کافی برای اتمام کتاب در وقت مقرر نداشته باشند . این امر اگر برنامه درسی زبان با تعطیلات رسمی و غیررسمی ودرایامی که مدارس به علت سرما و یخبندان تعطیل می شوند باعث ایجاد فاصله زیاد بین جلسات درس می شود و در نتیجه میتواند به عنوان مانع بالقوه در یادگیری زبان به حساب آید.

ر- سیاست آموزشی در مورد آموزش زبان انگلیسی : وجود بعضی از سیاستها که یادگیری زبان انگلیسی را به عنوان یک راه برای تهاجم فرهنگی می دانند باعث شده که گاهی دیدگاه هائی در جهت ضدیت با آموزش زبان از طریق رسانه ها پخش شود که بالتبع ممکن است باعث نگرانی بعضی از اولیاء دانش آموزان شود. در این مورد باید هدف از آموزش زبان را به عنوان راهی برای مقابله با تهدیدات در نظر گرفت. دیده شده که برخی افراد متعصب در مقابل بی توجهی فرزندشان به این درس از این استدلال استفاده کرده اند. در اینگونه موارد یادگیری زبان بیگانه به عنوان یک تهدید به حساب می آید که باید جلوی آن را گرفت نه اینکه برای آن هزینه پرداخت کرد.

 عوامل فردی و شخصیتی معلم و دانش آموز

دانش آموزان به عنوان انسان از هم دیگر متفاوتند. وجود بعضی از تفاوتهای فردی در بین دانش آموزان گاه ممکن است مانعی در برابر یادگیری وی برای دروس و بالطبع درس زبان انگلیسی باشد. ممکن است نقایص جسمی و یا ناراحتی روانی ناشی از علل مختلف باعث اختلال در یادگیری همه ی دروس و به ویژه زبان انگلیسی گردد. دیده شده که دانش آموزی به علت آنکه از نظر قد بلندتر از بقیه همکلاسان خود بوده و از نظرظاهری نیزشبیه به اروپائی ها بود به علت آنکه شوخی یا جدی مورد تمسخر همکلاسانش قرار گرفته از کلاس زبان فرار کرده با این استدلال که همکلاسهایش در زنگ زبان گفته اند ما داریم زبان تو را یاد میگیریم ، این زبان تو چقدر سخته که ما از آن چیزی نمی فهمیم تو کجا یاد گرفته ای و عباراتی مشابه با آن. عکس این موضوع هم مشاهده شده که دانش آموزان به همکلاس خود که از نظر ظاهری چندان خوش قیافه نبوده گفته اند که زبان به چه درد تو میخورد و تکرار همین موضوع وترس از قرار گرفتن در چنین وضعیتی باعث شده که این دانش آموز در درس زبان عملکرد ضعیفی داشته باشد. در مورد دیگر که در کلاس گفته ام که یادگیری زبان بیگانه در سنین کودکی راحت تر است و بعدأ متوجه شده ام که همین گفته باعث شده بعضی از دانش آموزان دانش آموزی را که اتفاقأ دانش آموز زرنگ اما ریز نقشی بوده با گفتن اینکه تو کودک هستی که زود زبان یاد میگیری مورد آزار واذیت قرار داده اند.

از طرف دیگر نیز مشاهده شده که دبیر درس زبان به علل گوناگون از جمله عدم تسلط کافی بر موضوع و رشته تدریس خود و عدم اعتماد به نفس و عدم قدرت اداره کلاس درس متاسفانه تاثیرگذاری لازم بر دانش آموزان برای حفظ نظم در کلاس  وایجاد فضای آرام برای آموزش و کنترل دانش آموزان به خصوص آن دسته که تمایل کمتری به یادگیری دارند را ندارد و همین موضوع باعث می شود که این گروه از دانش آموزان آمادگی بیشتری برای برهم زدن فرایند تدریس به دست آورند و از طرف دیگر دانش آموزان کوشا نیز آنچه را که می خواهند در کلاس به دست نیاورند. در هر صورت نتیجه این ضعف ها کاهش بازدهی کلاس و پائین آمدن میزان یادگیری و رغبت دانش آموز به حضور در کلاس است.

 

راه حل های پیشنهادی برای افزایش میزان یادگیری درس زبان انگلیسی

برای بهبود و ارتقاء یادگیری زبان انگلیسی همه افراد دخیل در امر آموزش و پروش اعم از سیاستگذاران امر آموزش ، مدیران مدارس ، اولیا و مربیان و معلمان و دانش آموزان باید به تکالیف خود عمل کنند. راه حلهای زیر به صورت خلاصه برای این مورد پیشنهاد می گردد:

1- اصلاح دیدگاه ها نسبت به آموزش زبان انگلیسی : استفاده از این امر به عنوان راهی برای دستیابی درست به منابع علمی و پژوهشی دنیا به صورت دست اول که به این زبان نوشته شده اند نه از طریق ترجمه های نادرست، ضرورت دارد. متولیان باید از این زبان به عنوان وسیله ای برای معرفی ارزشهای والای انسانی به دیگر مردم جهان استفاده کنند و از این طریق خودمان را آن طور که هستیم به دنیا معرفی کنیم نه آن طور که دیگران میخواهند ما را معرفی کنند.

2- اصلاح آئین نامه امتحانات به صورتی که دانش آموز احساس نکند بدون مطالعه و فهم درس می تواند موفق به گرفتن نمره شود. در این راستا میتوان در قوانین مربوط به استفاده از تک ماده تجدید نظرکرد و بقیه موارد را طوری اصلاح کرد که میزان اعمال نظر در تصحیح اوراق به حداقل برسد.

3- اصلاح کتب درسی چه از نظر محتوا و جه از نظر صفحه آرائی به طوریکه باعث ایجاد علاقه در دانش آموزان شود. در این مورد باید نکاتی از فرهنگ زبان مبدأ را که با ارزشهای فرهنگی و دینی ما در تضاد نیستند واز طرفی برای دانش آموزان نیز جذاب هستند در متن کتاب گنجانده شوند.

4- آگاهی بخشی به والدین در مورد اهمیت درس زبان انگلیسی از طریق انجمن های اولیاء و مربیان و ذکر این نکته که درس زبان انگلیسی همانند دروس دیگر با خواندن و مطالعه مداوم به راحتی قابل یادگیری است . علاوه بر این باید والدین و بچه ها را تشویق کرد به جای استفاده از کتابهای راهنمای زبان که باعث تنبلی و از بین رفتن خلاقیت دانش آموزان می شودد از کتابهای گنج آزمون استفاده کنند تا باعث تقویت قدرت حل مسئله در دانش آموزان شود. در این راستا وزارت آموزش و پرورش می تواند از انتشار چنین کتابهائی ممانعت به عمل آورد.

5- با توجه به تعطیلی روزهای پنجشنبه میتوان با کمک اولیا کلاسهای تقویتی زبان برای دانش آموزان برگزار نمود تا میزان یادگیری بیشتر شده و ابهامات هر درس نیز رفع گردد. برای این امر می توان از اولیا درخواست کرد که هرکدام داوطلبانه و درحد توان کمک کنند ونیز کمکهای افراد خیر در صورت وجود چنین افرادی جمع آوری و صرف آموزش دانش آموزان کرد.  

6- توجه بیشتر به امر بازآموزی و برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت برای دبیران زبان انگلیسی تا از این طریق بتوانند با روشهای جدید تدریس آشنا شده و نیز بتوانند تجارب خود را در امر تدریس با همدیگر در میان بگذارند. این امر بعلاوه باعث از بین رفتن احساس تبعیض از بین همکاران نیز میگردد.

7- توجه به ملاکهای ارزشیابی و مقایسه کار و نتایج کار هر کس با افراد دیگر از همان گروه و نه با افراد دیگر تا احساس ناکارآمدی در دبیران درس زبان انگلیسی پیش نیاید.

8- تهیه ی وسایل کمک آموزشی جذاب و نه لزومأ گران قیمت برای درس زبان انگلیسی و اختصاص دادن جائی مشخص برای استفاده از این وسایل برای بهبود کیفیت آموزش و بخوص تهیه کاستهای صوتی برای تقویت مهارت شنوائی و تشخیص آواها.

8- توجه به تفاوتهای فردی در امر آموزش زبان انگلیسی و استفاده از روشهای مختلف اما پربازده تدریس زبان ودر صورت امکان استفاده از روشی که بتواند ویژگیهای مثبت همه ی روشهای دیگر را داشته باشد. با توجه به علاقه دانش آموزان به بازی و سرگرمی در این سن در صورت امکان درس را در جائی مناسب به صورت بازی وسرگرمی به ذهن دانش آموز القا کرد تا ماندگاری مطالب در حافظه بیشتر شود. برای آگاهی یافتن از نقاط ضعف و مشکلات فردی بخصوص مشکلات جسمی که ظاهرأ معلوم نیست و دانش آموز نیز ممکن از گفتن آنها خجالت بکشد باید از والدین درخواست کمک کرد.

9- توجه به امر دیکته در کنار به خاطر سپردن مطالب و نیز توجه به امر درک مطلب و خواندن تا از این طریق بتوان دانش آموز را به دیدن درست کلمات و درک معنای آنها چه در ساختار متن و یا جدا از متن وادار کرد. در این مورد می توان امتحانات شفاهی وکتبی منظم برای اطمینان از مهارت نوشتن و درک مطلب به عمل آورد.

[ ۱۳٩٢/٥/۱٥ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ سرگروه درسی استان اردبیل ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هدف از نوشتن این وبلاگ ارتباط و تبادل نظر با همه یِ دبیران زبان برای بهبود و پیشرفت آموزش زبان انگلیسی است..امیدواریم با استفاده از نظریات و انتقادات گرانبهای شما در بهبود کیفیت این وبلاگ بکوشیم. چشم انتظار پیشنهادات و انتقادات گرانبهای شما عزیزان هستیم.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

كد موس : تك كد